عاشقــانہ بـہ سبڪــ شہــدا
یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـم
سر یـہ چراغ قرمز ...
پیرمـرد گل فروشـے با یـہ ڪالسڪه ایستاده بود ...
منوچـہر داشت از برنامـہ ها
و ڪارایـے ڪـہ داشتیم مےگفت ...
ولـے مـن ...
ادامه مطلبما را در سایت دانستنی 8 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8